عبدالبشیر فکرتاین پیشفرض که "ابوالمعانی
بیدل صرفاً یک
عارف" است، منشأ خطاهای بسیاری است. شماری از دوستدارانِ بیدل با این فرض، دچار خطاییاند که ما در منطق از آن به "مغالطهی کنه و وجه" تعبیر میکنیم. این مغالطه در جایی است که ما حقیقتی را که ذیوجوه است در یکی از وجههای آن فروبکاهیم. فیالمثل، دین دارای سطوح مختلفی چون: اعتقادات، اخلاقیات فقهیّات و غیره است. تصوّری که در آن دین صرفاً مرادفِ فقه یا اخلاق پنداشته میشود، مغالطهآمیز است. زیرا دین در وجهی از آن فروکاسته است. چیزی بیش از فقه یا اخلاق است و فروکاستنِ آن در یکبُعد منطقاً نارواست. بدینسان، این ایده که "بیدل صرفاً یک عارف است" نیز دچار چنان خطاییاست و این خطا موجب شده است که، اولاً وجوه دیگر بیدل اعم از: فلسفی، روانشناختی، اجتماعی، کلامی، ادبی، بلاغی و غیره مغفول واقع شود. ثانیاً، بسیاری از تفسیرهای عرفانی از بیدل، بیدل را صرفاً از چشمانداز عرفان اسلامی نگریستهاند. این چشمانداز به خودیِ خود –مانند سایر چشماندازها- نادرست نیست؛ امّا مسأله در جاییاست که هر چشماندازی خودش را تنها چشماندازِ ممکن بپندارد. جالب است که نگاه عرفانی به بیدل معمولاً –نه هماره- اجتهاد خویش را نهایی و قطعی میپندارد و از اینرو، چشماندازهای دیگر را معروض خطا، و از پیش محکوم به نادرستی میداند. در اینجاست که بایستی نگاه عرفانی محض به بیدل را نادرست شمرد. ابوالمعانی به وفرت از مضامینِ غیرعرفانی بهره میبرد و در یک کلام، در چهرههای مختلفی ظهور کرده است. باری به عنوان یک عارف ظهور میکند و گاهی به مثابهی یک فیلسوف الهی و متافیزیسینِ اشراقی. از اینرو، نگرش تکبُعدی به بیدل به معنای بازتابِ واقعیّتی بزرگ در آیینهی کوچک است(تو بزر عبدالکریم سروش و رؤیای ناتمام...
ما را در سایت عبدالکریم سروش و رؤیای ناتمام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 27
تاريخ: دوشنبه
6 شهريور
1402 ساعت: 18:17